6

دختر
خورشید
نگاهت که به کوه "سلع " دوخته می شود ،غمی بزرگ سینه ات را می فشارد. حصارها در برگرفته اند خانه ای را که نام فاطمه (س) را در شناسنامه خود دارد. آنجا ، جهالت ابوسفیان را به چشم سر می بینی . چشمان بارانی ات خیره می شود به دیواری که بر روی آن با اسپری سفید رنگ نوشته شده است : مسجد فاطمه زهرا . و آنگاه بغض در گلو خفته ات می شکند. اینجا منطقه خندق ، حومه مدینه است. مکانی که روایات تاریخی از وجود مساجد هفتگانه سخن گفته اند ، اما آنان تاب نیاوردند بنای مقدسی را که تداعی می کرد نامی که همه حقیقت شیعه است. مگر می شود سایه سار نخلستان کرامت و پاره تن محمد (ص) را در حصار کرد؟ مگر می شود با حصار جهالت حقیقت عشق شیعه به اهل بیت را مهار کرد؟ او مزار ندارد؟ چه باک ! در قبیله شیعه، همه قلبها به یادش می تپد ، با نامش به تپش می افتد و همه پرچمی می شود که روی آن نام فاطمه (س) حک شده است. حسنین (ع) پرچمهای همیشه برافراشته او در دل تاریخ اند. او را "مام پد"ر گفته اند ، تلالو حقیقت و آیه سبز عبادت ، آیا می شود او را در حصار کرد؟
" نخیله"، تنها یک آوردگاه نیست و " عبیدالله " یک سردار. پناه بردن سالار سپاه امام دوم شیعیان به کانون معاویه و دشنه ای که پهلوی فرزند ارشد دخت رسول خدا را مید رد، تداوم سناریوی فاطمه زدایی در تاریخ اسلام است . اما...."حسین"(ع) با ۷۲ ستاره ، کهکشان عشق به فاطمه را در آسمان همیشه آبی ولایت ، ماندگار کردند تا چراغ همیشه فروزان رهپویان ولایت و امامت باشد.
ahmadjafari100@gmail.com