"سید"

    جلال

        اخلاق

             رسانه ای

        

 

بعد از عملیات کربلای ۱۰ در ارتفاعات گولان با کسب اجازه از شهید کیانی ، خود را به عقبه جبهه رساندم تا در کنکور شرکت کنم. دعاهای مادر مستجاب شد تا به پابوس امام هشتم (ع) بروم و شدم دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد. وقتی جنگ تمام شد به خودم گفتم جنگ من تمام نشده است . باورم این بود که جبهه جدیدی فراروی ما گشوده شده است . معتقد بودم حالا وقت آن است تا فرهنگ جبهه را در قالب ادبیاتی جدید ارایه کرد . آن وقت بود که دست به قلم شدم و نوشتم. مدتی پای ثابت صفحه جبهه و جنگ روزنامه جمهوری اسلامی بودم.

از دیرباز عاشق روح سرکش شهید بزرگ اسلام نواب صفوی بودم . برای تدوین مقاله "یادکردی از چکادهای عصیانگر " با داماد این شهید بزرگوار آقای مهندس ضیایی آشنا شدم. این آشنایی موجب شد علاوه بر شناخت بیشتر از زوایای وجودی شهید نواب ، همکار ایشان در حراست دانشگاه مشهد شوم و مدتی بعد با پیشنهاد مهندس ضیایی به دیدار "سید جلال فیاضی" رفتم . مدیرمسئول روزنامه قدس با گشاده رویی از من استقبال کرد و مسئولیت صفحه " حماسه مقاومت" را به من سپرد .

اعتراف می کنم تجربه چندانی در کار روزنامه نگاری نداشتم اما سید جلال دستم را گرفت ، تحملم کرد ، کار یادم داد و مسئولیت بیشتر و بیشتر، تا جایی که در کمتر از یک سال مسئول سه صفحه از روزنامه قدس شده بودم.

به جرات می گویم اگر کسی به جز سید جلال مدیریت این روزنامه را می داشت، قدس هیچگاه نمی توانست با روزنامه خراسان برابری کند اما هنر مدیریتی سید جلال موجب شد قدس از روزنامه با قدمتی چون خراسان پیشی بگیرد .

شاید تصور کنید این موفقیت مرهون کادر ورزیده ای بود که او در اختیار داشت شاید همین گونه باشد اما کادر او را جوانانی تشکیل می دادند که او کشف شان کرد،  یادشان داد تا هر یک  از آنان امروز ، نام آشنایی در جامعه رسانه ای کشور باشند. و این میسر نمی شد جز در سایه الطاف پدرانه این سید بزرگوار.

" حسین انتظامی" ، " رضا مقدسی" ، " جواد اردکانی"، " علیرضا سپاهی لائین" ، " فرهاد جعفری "  ،" مهدی یمینی " و دهها نام آشنای دیگر در حوزه فرهنگ و هنر، محصولات روزنامه قدس تحت مدیریت  سید جلال فیاضی هستند.

من زودتر و معلمم مدتی بعد از قدس جدا شدیم تا اینکه او شد مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی .

رسانه ای با قدمتی بیش از هفتاد سال. سید اینجا دیگر نیازی به تربیت کادر نداشت. او در ایرنا سرمایه های گرانقدرو حرفه ای را در اختیار داشت. خبرنگارانی که کاربلد هستند و هر کدام یاد گرفتند که چشم مردم و سربازرسانه ای  نظام باشند.

حضور او در ایرنا بازهم سرمنشاء بسیاری از خدمات برای نظام رسانه ای کشور شد. نوسازی سیستم ارسال خبر. توجه به وضعیت معیشت همکاران و بیرون آوردن ایرنا از انفعالی که دامنگیرش شده بود.

اگرچه او مجبور شد پس ازدو سال مسئولیت را واگذارد اما همین امروز هم همکاران ایرنا از سید جلال به نیکی و بزرگی یاد می کنند چرا که او اخلاق را بار دیگر در رسانه نظام زنده کرد.

در بزرگداشت مقام معلم وظیفه دانستم تا با نگاشتن این اندک ادای دینی داشته باشم به انسانی که اسوه اخلاق در رسانه است . معلمی که هماره دوستش خواهم داشت و بر دستانش بوسه خواهم زد.