منبع : شماره شهریور ماه ماهنامه مدیریت ارتباطات

خبرنگاران،

راویان دیباچه هشت سال پایداری

احمد جعفری چمازکتی

 

مدخل :

پشتیبانی از رزمندگان و یگانهای عملیاتی در هشت سال دفاع مقدس تنها در بعد سخت افزاری آن نبود. اگر چه ایستادگی در مقابل دشمنی سرتا پا مجهز به ادوات پیشرفته ، نیازمند سلاح هایی به مانند آن است ، اما در دنیای امروز بخشی از جنگ شامل مقوله نرم افزاری آن می شود.

اطلاع رسانی ، اقناع افکار عمومی در حوزه های داخلی و خارجی و تقابل با جنگ روانی ، در حوزه نرم افزاری دفاع مقدس محسوب می شود.

این مقاله به نقش اطلاع رسانی در دوران دفاع مقدس می پردازد. منظور نگارنده از وسایل ارتباط جمعی در این نوشتار تنها به حوزه رسانه های جمعی مدرن خلاصه نمی شود.

اگرچه نمی توان نقش این وسایل را در دفاع مقدس نادیده گرفت اما نویسنده اعتقاد دارد به دلیل جغرافیای فرهنگی و مذهبی این سرزمین ، نقش رسانه های سنتی در جنگ تحمیلی به مراتب برجسته تر از رسانه های جمعی مدرن بود. ابزاری که بنیانگذار جمهوری اسلامی (ره) با استفاده از آن توانست در عصر رسانه های قدرتمند ، انقلاب اسلامی را به پیروزی برساند.

تهاجم به نهال نورس انقلاب

 با  پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن جريان گروگانگيري و شكست عمليات طبس ، آمریکا متحمل ضربات پياپي و تحقیر کننده ای  از سوی ايران شد. موضوعاتی که کاخ سفید نمی توانست به راحتی از کنار آن بگذرد.

در همین پیوند، روزنامه نيويورك تايمز در آوريل ۱۹۸۰ (ارديبهشت ۱۳۵۹) یعنی پنچ ماه پیش از تهاجم عراق به ایران نوشت:
   "دولت امريكا پس از شكست عمليات طبس، امكان اجراي سه طرح نظامي بسيار مهم در شهرهايي كه محل نگهداري گروگانهاي امريكاست، مين‌گذاري در ميادين صدور نفت، يا بمباران پالايشگاه‌هاي ايران را در دستور کار دارد......... واشنگتن اميدوار است تحريم اقتصادي و سياسي ايران بتواند در سايه تيرگي روابط ايران و عراق تاثير بيشتري داشته باشد ........ عده‌اي معتقدند چشم‌انداز جنگ با كشوري نيرومند (عراق) شايد ايران را به تجدید نظر در سیاست های خود وادار سازد ." (۱)

در همین ایام روزنامه های "وال استریت ژورنال" و "تایمز لندن" نیز از سفرهای محرمانه مقامات آمریکایی به بغداد و ملاقات با صدام حسین پرده برداشتند. سفرهایی که مقدمات طولانی ترین جنگ در قرن بیستم را رقم زد .

 ۳۱ شهريور ماه ۱۳۵۹ بود که  نظامیان عراقی حمله همه‌جانبه ای را  در طول بيش از ۱۰۰۰ كيلومتر مرز مشترك با  جمهوري اسلامي ايران آغاز كردند، جنگي كه هشت  سال به طول انجامید.

 جنگ تحمیلی و ضرورت های اطلاع رسانی   

  نیمه  دوم شهریور ماه ۵۹ خبرها حکایت از بمباران مناطق مرزی ایران توسط عراق داشت که این تحرکات در ۳۱ شهریور ماه به یک تهاجم گسترده تبدیل شد. همانگونه که جنگ شرایط ویژه ای را بر کشور تحمیل کرد، حوزه های اطلاع رسانی نیز متاثر از این وضعیت، تشکیلات خاص خود را می طلبید.

 حوزه نبرد در جنگ های نظامی منحصر به خطوط تماس نیست بلکه حوزه های اطلاعات و اخبار و دیپلماسی را نیز در بر می گیرد لذا مسئولان نظام در آن شرایط بحرانی می بایست سازوکارهای لازم را در همه این حوزه ها ، برای دفاعی همه جانبه فراهم می آوردند، که تشکیل "ستاد تبلیغات جنگ " در همین راستا ارزیابی می شود.

کمال ستاد تبلیغات

"سید کمال خرازی" رییس وقت خبرگزاری پارس که در دیماه سال ۱۳۶۰با تصویب مجلس شورای اسلامی به " خبرگزاری جمهوری اسلامی " تغییر نام یافت،(۲) مسئولیت تشکیل ستاد تبلیغات جنگ را برعهده گرفت .

البته ریاست مدیرعامل وقت ایرنا بر ستاد تبلیغات جنگ به معنای اداره این ستاد از سوی خبرگزاری جمهوری اسلامی نیست. اگرچه در بدو شکل گیری ستاد ، نقش مدیران وقت ایرنا و کارکنان این رسانه حاکمیتی برجسته بود .اما نقش آفرینی در حوزه نرم افزاری جنگ، شامل همه خبرنگاران و عکاسان از همه رسانه ها و مطبوعات کشور بود که نمونه بارز آن "گروه چهل شاهد" است .

این تشکیلات که در ابتدا "ستاد تبليغات شورايعالي دفاع " نامیده می شد ، وظیفه نظارت  برخروجی خبرهای مربوط به جنگ را در رسانه های جمعی کشور برعهده گرفت.

در ادمه روند فعالیت ستاد ، جلسات منظمی با مدیران مطبوعات ، صدا و سیما و واحد مرکزی خبر با محوریت اخبار جنگ برگزار می شد که شکل تکامل یافته این جلسات ، به "شورای سیاستگذاری ستاد تبلیغات جنگ"  تغییر نام داد.(۳)

با تشکیل ستاد ، اخبار دریافتی از سوی مطبوعات و رسانه های دیگر، پس از تایید مسئولان وقت ستاد تبلیغات منتشر می شد ضمن اینکه ستاد در دست یابی به هدف گزاریهای خود ، بسته های خبری را برای ساعات خاص پخش در صدا و سیما و رادیو آماده می کرد.

 این بسته ها ، علاوه بر اقناع افکار عمومی داخلی، پاسخ به جنگ روانی دشمن را نیز دنبال می کرد.

خبرنگاران اعزامی به جبهه ها  نیز از سوی این ستاد سازماندهی و به مسئولان محورهای خطوط نبرد معرفی می شدند.

چشم های شیشه ای جنگ

نگاه به آینده و ثبت رشادتهای مردمی در صحنه های نبرد ، نیازمند سازوکارهای جدیدی بود . در همین پیوند بود که در اسفند ماه ۱۳۶۰ خرازی ابتکار دیگری بخرج داد و آن تشکیل هسته مرکزی گروه چهل شاهد بود.

گروهی از هنرمندان با  فراگرفتن آموزش های  نظامی به دوربین های عکاسی و فیلم برداری مجهز شدند تا وقایع جنگ را برای آیندگان ثبت و ضبط کنند. 

 در هر عملیات بیش از ۲۰ گروه فیلمبرداری و عکاس به محورهای درگیر اعزام  و تا پایان عملیات به ثبت وقایع می پرداختند.

اعضای چهل شاهد که تا پایان جنگ در اهواز و در مرکز خبرگزاری جمهوری اسلامی در منطقه امانیه مستقر بودند، پانزده شهید   تقدیم انقلاب اسلامی کردند.

این گروه تا اواخر سال ۶۴ به همان شکل اولیه اداره می شد اما  با اضافه شدن بخش هنری به ستاد تبلیغات جنگ در سال ۶۵ ( که بعدها به معاونت ارتقا یافت) گروه چهل شاهد نیز دارای ساختار جدیدی شد .

 این گروه از رزمندگان هنرمند توانستند با حضور در بیش از ۴۰عملیات داخلی و برون مرزی ، سندهای شرافت و ایستادگی یک ملت را ، برای نسلهای آتی به یادگار بگذارند. (۴)

رادیو رسانه ای صمیمی  

از میان همه رسانه های ارتباط جمعی ، رادیو به دلیل فراگیری و قدمت  با اکثر خانواده های ایرانی همنشینی و همنفسی دیرینه ای دارد. نقش این رسانه در هشت سال دفاع مقدس در ایجاد نشاط بعد از هر پیروزی با پخش مارش معروف و ترغیب توده ها برای حضور در صحنه های نبرد هماره به یادگار خواهد ماند.

 واگویه های مدير راديو طی  سال‌هاي ۵۹ تا ۶۲ از حال و هوای روزهای دفاع مقدس خواندنی است :

"  آن زمان كه جنگ شروع شد، شبكه يك تلويزيون ۷-۸ ساعت بيشتر برنامه نداشت. شبكه دو هم شبكه آموزشي بود. همه بار مسايل خبري و جنگ روي دوش راديو بود.

در آن زمان نيروي انساني دوره ديده در اختيار ما نبود؛ فقط علاقه‌مندان به راديو و تلويزيون و انقلاب خودبه‌خود وارد راديو شدند. خط قرمزهاي انقلاب هم بعضي از افراد كارآزموده را كنار گذاشت، مثلا ماه رمضان ما ديگر كسي مثل ذبيحي را نداشتيم.

يادم مي‌آيد در آن زمان ناگهان تماس مي‌گرفتند و مي‌گفتند آقا الآن عمليات در پيش داريم و شما بايد زمينه‌هاي رسانه‌اي آن را فراهم كنيد. تمام برنامه‌هاي توليدي كنار مي‌رفت و از ساعت ۹ صبح برنامه‌هاي زنده پخش مي‌شد تا ساعت ۲ بعدازظهر كه قرار بود خبر پخش شود.

به ما نمي‌گفتند عمليات در پيش داريم و قبل از عمليات برنامه‌ها عادي بود. اين براي نظاميان بهتر بود و عمليات لو نمي‌رفت. عمليات معمولا نيمه شب شروع مي‌شد و برنامه‌ها از ظهر ويژه مي‌شد؛ چون از شروع عمليات تا تثبيت بچه‌ها در مواضع‌شان حداقل اين زمان را لازم داشتند.

از ستاد تبليغات جنگ با پخش تماس مي‌گرفتند كه عمليات داريم؛ آن‌وقت برنامه ويژه مي‌شد و ما شروع مي‌كرديم به گرفتن خبر از عمليات و پخش آن، در آن زمان راديو از واحد خبر هم نقش حساس‌تري داشت؛ چون واحد خبر بايد صبر مي‌كرد تا زمان پخش خبر فرا برسد، ولي برنامه‌هاي راديو هميشه بايد روي آنتن برود.

هروقت از ستاد تبليغات جنگ تماس مي‌گرفتند، آقاي ياسيني(مدير پخش وقت)، بلافاصله مارش مي‌گذاشت. پخش مارش خوشحالي توأم با بيم را به دنبال داشت. همه كساني كه عزيزانشان در جبهه بودند با شنيدن مارش حس مي‌كردند كه ما داريم پيروز مي‌شويم، ولي در هر عمليات تعدادي كشته و زخمي هم داشتيم و اين مقداري دلهره و بيم در دل عزيزان به وجود مي‌آورد.

بخش‌هاي خبري راديو در دوران جنگ ساعات ۲۰،۱۴،۸،۷ و۲۴ پخش مي‌شدند و شبكه يك تلويزيون هم يك يا دو بخش خبري داشت.

جنگ ما با جنگ‌هاي كلاسيك دنيا متفاوت بود؛ به طور مثال ما براي تهييج نيروها در جبهه مارش نداشتيم و از نوحه استفاده مي‌كرديم (چيزي كه ملودي‌اش براي زمان صلح خوب بود، نه تنها خشن و كوبنده نبود بلكه بيشتر عاشقانه و عارفانه بود).

 نكته دوم اينكه جنگ ما براساس دشمني و نفرت نبود، بلكه براساس عشق بود. بچه‌هاي ما در جبهه به خاطر نفرت از عراقي‌ها جلو نمي‌رفتند، بلكه به خاطر عشق به خدا و اسلام و امام مي‌جنگيدند.

 در جنگ ما، بسيجي‌ها خيلي هماهنگ نبودند و ما همين ناهماهنگي را در مديريت راديو هم داشتيم. ما يك راديوي جنگي را اداره مي‌كرديم كه خيلي متفاوت بود. در تمام جنگ‌هاي دنيا تعداد كشته شده‌ها را سانسور مي‌كنند، درحالي‌كه ما هيچ ابايي نداشتيم كه تعداد صحيح را به مردم بگوييم چون فرهنگ ما فرهنگ شهادت و فرهنگ عاشورايي است و اين فرهنگ تصويري زيبا و مطلوب از مرگ در راه خدا ارايه مي‌دهد. به همين علت ما كمترين سانسور را در مورد شهداي خودمان نسبت به تمام جنگ‌هاي دنيا داشتيم.

ما در پخش تحريريه‌اي داشتيم كه براي برنامه‌هاي زنده مطلب مي‌نوشتند و گوينده شيفت مطالب را مي‌خواند. ولي در مجموع آقايان محمود كريمي علويجه، مهران دوستي و محمدحسين نورشاهي گويندگان خاص جنگ بودند و روزهاي عمليات از آنان استفاده مي‌شد.

واقعا در آن زمان راديو مثل يك خانواده اداره مي‌شد. در زمان بحران، مديريت بحران به خوبي اعمال مي‌شد. ما از ستاد تبليغات جنگ خبر مي‌گرفتيم و كاملا با نيروهاي نظامي سپاه و ارتش هماهنگ بوديم. در داخل سازمان‌ هم با واحد مركزي خبر هم‌پوشاني خوبي داشتيم.

 معمولا بلافاصله بعد از عمليات اكيپ توليدي مي‌فرستاديم. چون بعد از عمليات زمان نقل خاطره بود؛ اينكه رزمندگان تعريف كنند چگونه پيروز شدند، شب عمليات چه كردند و در زمان عمليات چه رخ داد.

در زمان جنگ آنچه خيلي به ما كمك مي‌كرد همدلي و يكدستي ملت ايران بود. انقلاب تازه پيروز شده بود و مردم به ما به عنوان مدير معتمدشان نگاه مي‌كردند. لذا ما فشارهاي اجتماعي نداشتيم. من مي‌دانم كه آدم خيلي قوي و باهوشي نيستم.

 من يك آدم معمولي هستم كه توانستم در آن شرايط دوام بياورم و با روحيه خوب اين وظيفه را انجام بدهم ولي اين انجام وظيفه به دليل اتكايمان به مردم بود كه پشتيبان ما بودند و مطمئن بودند كه ما درست مي‌گوييم.“(۵)

بی گمان در هشت سال دفاع مقدس ، خبرگزاری جمهوری اسلامی ، مطبوعات و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در کنار هنرمندان ، شعرا و نویسندگان ، دست در دست هم همراه و همگام با ملت بزرگ ایران، مشارکت در دفاع مقدس را یک وظیفه ملی و شرعی شمرده و برای دفاع از کیان کشوردر حوزه اطلاع رسانی حضوری حماسی داشتند.

اما ویژگی های اجتماعی و فرهنگی ایران به گونه ای است که فرهنگ شفاهی در ارتباطات میان فردی نقشی تعیین کننده دارد. نگاهی گذرا به نقش رسانه های سنتی در حمایت از رزمندگان طی هشت سال دفاع مقدس بر این حقیقت صحه می گذارد.

جنگ و رسانه های امام خمینی (ره)

انقلاب اسلامی ایران زمانی به بار نشست که تمامی کانالهای ارتباطی مدرن نظیر رادیو تلویزیون، سینما ، مطبوعات و.. در اختیار رژیم شاه بود و حکومت پهلوی با بهره گیری از این رسانه ها در صدد تغییر ماهیت فرهنگی جامعه ایرانی بود.

بنیانگذار جمهوری اسلامی با بکارگیری موفقیت آمیز رسانه های سنتی نظیر مسجد، حسینیه، تکایا و بازار در بسیج عمومی و تغییر ساختارهای اجتماعی ، نظریه پردازان عصر ارتباطات را به چالش فراخواند.  

یک محقق معروف آمریکایی در بخش پایانی کتاب خود در سرفصلی با عنوان " رسانه هایی کوچک برای یک انقلاب بزرگ" در باره رسانه های امام خمینی (ره) نوشته است:

" ....مخالفت با شاه به وسیله شبکه های غیر رسمی توسط ۲۰۰ هزار مبلغ دینی و ۹۰ هزار مسجد سازماندهی شد .... "

" ... در حالی که آیت الله خمینی و دیگر رهبران مذهبی به خارج از کشور تبعید شده بودند اما پیامهای آیت الله به شکل کاست برای پیروانش ارسال می شد . پیامهای او سپس چاپ و تکثیر می شد ....."

" .... در انقلاب ایران در حقیقت مردم با هم برخورد نداشتند بلکه برخورد بین رسانه های بزرگ در برابر رسانه های کوچکتر بود و سرانجام رسانه های کوچکتر (سنتی ) پیروز شدند...." (۶)

پیروزی ۵۷ ، ارزش و اعتبار رهبران محلی را در هدایت توده ها با بهره گیری از کانالهای ارتباطات سنتی به منصه ظهور رساند . رهبرانی که با جاری رود ، دریای انسانها را به خروش آوردند و طومار حاکمیت صاحبان قدرت را در هم پیچیدند.(۷)

حماسه دفاع مردمی در هشت سال جنگ تحمیلی تایید دیگری بر قدرت رسانه های سنتی در بسیج عمومی بود. تریبونهای مساجد و جمعه و جماعات ، حسینیه ها و هیات های مذهبی ، روحیه سلحشوری را در جوانان این مرزوبوم شعله ور ساخت تا جلوه های ایمان و ایثار، طوفان غیرت و مردانگی برپا سازد. طوفانی که توانست ماشین جنگی خصم را از کار بیاندازد.

 پی نوشت :

(۱)     وب گاه  نوید شاهد / دكتر منوچهر محمدي

(۲) ایرنا ۷۷ سال اطلاع رسانی ، جعفری چمازکتی ، هفته نامه پنجره ، شماره 49 ،

(۳) روزنامه اعتماد ملي، شماره ۱۹۲, چهارشنبه پنجم مهرماه ۱۳۸۵ ، صفحه ۸  

(۴) اطلاعات مرتبط با گروه چهل شاهد از بخش های مختلف در فصای وب استخراج شد .

(۵)   پایگاه تحلیلی خبری قلم پرس/ گفت و گو با ارگانی

(۶) Rogers.Everett m.communicalion thechnology: The new media in society. 1986.p.p 244-254

 (7)روش های سنتی ارتباطات ، جعفری چمازکتی، روزنامه انتخاب، شماره ۳۹۷،  ۳۱ مردادماه ۱۳۷۹