در آرزوی سلامی دیگر

 از جوار گلدسته های هشتمین ستاره / سلامی آورد برای من زائری / و باز دلم /

بی تاب نگاه سبزی شد / که قله ترین کوه طلا / شرمنده است از دستان سخاوتش/

در آرزوی سلامی دیگر/  دلم را به کبوتری می سپارم / که بر فراز گلدسته اش / لانه کرده است .