مردی که تحمل نداشت

 

غبار روی آیینه را

 

 

 

 

 

اینجا ینگه دنیا است . مردی از تبار عیاران و پهلوانان ، پله های رفاه مادی و دنیوی را یکی یکی بالا می رود تا به قله می رسد. در بزرگترین مرکز فناوری دنیا نامی برای خود دست و پا می کند و در کنار زن وفرزند چونان شاهزاده ای، خوشبختی و ثروت را در آغوش می گیرد.

 اما دیری نمی پاید که روح سرکش و ناآرامش طغیان می کند و پای در جاده ای می گذارد که روزی شاهزاده ای از هند در آن قدم گذاشته بود . او به مانند "سیدارتا" به دنبال "نیروانا" می رود. 

قدم اول در این انتخاب، گذشتن از زن و فرزند و همه ثروت های دنیوی بود و چمران زن و فرزند و خانمان می گذارد و در میان مظلومترین انسانهای روی زمین، رحل اقامت می افکند.

با مبارزان فلسطینی همراه می شود تا آداب نبرد با ظلم  بیاموزد و در جنوب لبنان تن به غم و محنت می سپارد تا جان خود را صیقل دهد.

 لبنان مدرسه خودسازی اش می شود تا از تن خاکی خود برهد و بر جان خود عارف شود. او که به نبردی جانانه  با نفس خود برمی خیزد، در ادامه وارد میدان کارزار با  بزرگترین دشمن بشریت  می شود.

فرزندان جنوب لبنان در کنار او جان تازه ای می گیرند و ضربات بر پیگره رژیم ضد بشری و غاصب صهیونیست سازماندهی شده تر از گذشته دنبال می شود.

چمران اگر چه در قامت فرماندهی بزرگ و طراح جنگ های نامنظم شناخته می شود اما دغدغه های او در جنوب لبنان بیش از آنکه نظامی باشد ، فرهنگی است. او با کمک امام موسی صدر پایه گذار اقداماتی بنیادین فرهنگی در جنوب لبنان می شود.

با پیروزی مردم ایران بر نظام شاهنشاهی و حضور حضرت روح الله (ره) در ایران ، چمران پای در خاک میهن می گذارد تا در استحکام پایه های نظام اسلامی سهیم باشد.

 حضور در پارلمان نیز نمی توانست او را زمین گیر کند. با آغاز تحرکات ضد انقلاب ، چمران نیروهای جوان و انقلابی  را سازماندهی می کند و محوریت نبرد با دشمنان نهال جوان انقلاب را  برعهده می گیرد.

شاه بیت رشادت های چمران در پاوه بود. با آغاز جنگ تحمیلی، وزیر دفاع انقلاب ، گروه چریکی جنگهای نامنظم را بنیان می نهد و در جنوب ایران صحنه های بدیعی از رشادت و مردانگی خلق می کند و از خاک همین خطه ، مسافر افلاک می شود.

مکتب حضرت روح الله، مردان فراوانی چونان مصطفی چمران پرورده است. بزرگانی که از" تن" و" من" رهیدند تا شکوه مکتب تشیع آوازه تاریخ و اعصار باشد.

یادکرد این مردان تنها در ابعاد نظامی ظلمی مضاعف به دین و مکتب است. اینان نه تنها الگوی جامعه ایران بلکه می توانند اسوه جامعه بشری باشند زمانی که ابعاد انسانی و معنوی این رادمردان را در قالبهای فرهنگی به جانهای تشنه عرضه کنیم.